اقتصاد اشتراکی و متاورس

اقتصاد اشتراکی (sharing economy) در نگاه اول یادآور اقتصادی مبتنی بر برابری مصارف و اشتراک منابع است که دستمایه مکاتب مارکسیستی قرن نوزدهم بود؛ اما امروزه این کلیدواژه، یکی از مفاهیم بنیادی در متاورس تلقی می‌شود. طبق این مفهوم انسان‌ می‌تواند با بهره‌گیری از تکنولوژی بلاک‌چین، هر نوع ظرفیت محاسباتی یا ذخیره‌سازی شخصی خود (مثلا گوشی همراه) را در پروسه تشکیل بلاک‌ها به اشتراک بگذارد و کسب درآمد کند.

علی‌‏اصغر قائمی‌‏نیا

دنیا بعد از انقلاب صنعتی، بحران‌های اقتصادی متعددی را پشت سر گذاشته است که یکی از انواع پر تکرار آن، بحران کمبود تقاضا است. بزرگ‌ترین بحران اقتصادی در تاریخ که در دهه ۱۹۲۰ شکل گرفت نیز از همین جنس بود. در این مواقع راه‌حل اقتصاددانان (هرچند با روش‌های مختلف) اما یکسان است: تحریک یا القای تقاضا. اساسا رشد علوم بازاریابی و شکل‌گیری انواع برندهای رنگ و لعاب‌دار در اوایل قرن بیستم و بعد از بحران نیز ریشه در همین موضوع داشت.

حرکت به سمت متاورس در سایه اقتصاد اشتراکی به دو دلیل منجر به تحریک مصرف و رشد آن می‌شود: اولا در این شرایط فرصت‌های جدید درآمدزایی ایجاد خواهد شد و شما قادر خواهید بود از ظرفیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بلااستفاده خود کسب درآمد کنید. حتی سرمایه‌گذاری‌های جدید (مشابه سرمایه‌گذاری در ماینرها که ۱۰سال پیش اصلا وجود نداشت) شکل خواهد گرفت که خود این موارد به افزایش تقاضا برای کالاهای سرمایه‌ای منجر خواهد شد. ثانیا محصولات جدیدی نیز سر راه شما قرار خواهد گرفت که پیش از این نیاز به آنها را احساس نکرده بودید. البته مصرف القایی از مسیر هوشمندشدن موتورهای جست‌وجو و پیشنهادهای مصرف مبتنی بر سلایق افراد، پیش‌تر شکل گرفته اما این جریان در شرایط متاورس تشدید خواهد شد.

اینترنت برای خرید اینترنتی ایجاد نشد، اما نه تنها به شکل‌گیری غول‌های فروشگاهی نظیر آمازون منجر شد، بلکه دستاویزی برای مصرف القایی و به تاخیرانداختن بحران‌های آتی تقاضا شد. به هر حال به موازات پیشرفت تکنولوژی در کنار بی‌توجهی انسان به محیط زیست، عرضه نیز از تقاضا پیشی می‌گیرد و بی‌توجهی به آن، می‌تواند منشأ بحرانی جدید باشد. بلاک‌چین و به دنبال آن متاورس، یک زیست جدید با ظرفیت تقاضای بالقوه فراوان است که حرکت بنگاه‌ها و حتی دولت‌ها به آن، شاید نگرانی از بابت بحران کمبود تقاضا را برای همیشه از بین ببرد.

به‌طور مشخص زیست متاورسی و اقتصاد اشتراکی‌شده منجر به تشدید مصرف‌گرایی و هضم خرده‌فرهنگ‌های مصرف خواهد شد. زیرا:

1- کالاها و خدمات دسترس‌پذیرتر خواهند شد. آن‌چنان‌که با تقویت کسب‌وکارهای تجارت الکترونیک در چند سال اخیر، افزایش دسترسی به کالاها و خدمات منجر به القای تقاضاهای جدید شده است، متاورس نیز به مراتب کالاها و خدمات را دسترس‌پذیرتر خواهد کرد. مرزهای جغرافیایی و فواصل فیزیکی دیگر مانع خرید محسوب نمی‌شود. هیچ برنامه‌ریزی قبلی برای خرید از یک کالا در یک فروشگاه در آن سر دنیا نیاز نیست. آموزش در دانشگاه‌های خارجی نیازمند اخذ ویزا نبوده و خدمات سلامت بالینی از بهترین کلینک‌های دنیا تنها در گرو اراده شخص است. به‌طور کلی در این شرایط، تنها فاصله بین تقاضا و خرید، «پول» است و هزینه‌های مبادله به صفر میل می‌کند.

2- کالاها و خدمات جدیدی ایجاد خواهند شد. بسیاری از کالاها و خدمات بر بستر بلاک‌چین و در زیست متاورسی تبلور خواهند یافت که سابقا نشانی از آنها وجود نداشته است. هرچند بسیاری از کالاها و خدمات فعلی نیز منقرض خواهند شد، اما خروجی این فرآیند به شکل‌گیری کالاهای جدید بیشتر و بازارهای بزرگ‌تر منتج می‌شود. برخی کالاها نیز با هویت‌سازی دیجیتال همچنان که در فضای حقیقی کاربرد خواهند داشت، در زیست جدید و به اشکال مختلف نظیر توکن‌های غیرمثلی (NFT) بروز و ظهور می‌یابند.

3- با بهبود تکنولوژی‌های داده‌کاوی و دسترسی بیشتر به کلان‌داده‌ها، سلایق و علایق مشتریان بیش از پیش برای بنگاه‌ها آشکار می‌شود و فرآیند مصرف ناآگاهانه و القایی شدت خواهد یافت. همان تجربه‌ای که شاید همه ما در بازگشت از فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ و سرخوردگی از خرید بیش از نیاز داشته‌ایم، به شکل همه‌جانبه‌ای در متاورس محقق می‌شود.

نکات مطرح‌شده هم در سطح بنگاه اهمیت دارد و هم می‌تواند محل تامل و توجه سیاستگذار باشد. موج‌های تازه‌ای از کالاها و خدمات جدید، سبک و الگوی مصرف متفاوت و به‌طور کلی شیوه نو از زندگی در حال شکل‌گیری است که توجه به آنها، هم می‌تواند فرصت‌های سرمایه‌گذاری را نمایان سازد و هم تدابیر و رهنمون‌هایی در اختیار سیاستگذاران فرهنگی و اقتصادی قرار دهد.

 

متاورس