مروری بر رویدادهای جدید در کسب‌وکار

ماهیت هر اکوسیستمی این است که تغییر کند. گزارش موسسه دلویت می‌گوید که اکوسیستم‌ها منعطف و بادوام هستند، اما از درون با تغییرات دائمی همراهند.

عصر بانک؛ وقتی یک اکوسیستم را در نظر می‌گیرید، به احتمال زیاد چیزی از دنیای گیاهان به ذهن خطور می‌کند. اما موسسه مشاوره دلویت (Deloitte) در گزارش جدید خود موسوم به «رویدادهای‌کسب‌وکار» دریافته که اکوسیستم‌ها استعاره‌ای مناسب برای جریان فعلی دنیای کار هستند.  این گزارش 108 صفحه‌ای با عنوان «تکامل اکوسیستم‌های کسب‌وکار» می‌گوید هر چیزی که در گذشته برای سازمان‌ها و رهبران آنها کاربرد داشته – مثل قوانین، بهترین فعالیت‌ها، مدل‌های کسب‌وکار و ذهنیت‌ها – به چالش کشیده می‌شوند. همه چیز باید رشد کند و تکامل یابد تا درون یک اکوسیستم کاربرد داشته باشد. مفهوم اکوسیستم کسب‌وکار چیز جدیدی نیست. جیمز مور، استراتژیست معروف کسب‌وکار، این مفهوم را در سال 1993 و در آستانه عصر اینترنت از دنیای گیاهان وارد دنیای کسب‌وکار کرد.  راحت می‌توان فهمید چرا این یک استعاره مناسب است: با دیجیتالی شدن هر بیت از اطلاعات، چشم‌انداز کسب‌وکار جهانی بیشتر و بیشتر به شبکه‌ای به هم متصل تبدیل می‌شود. این گزارش می‌گوید «اکوسیستم‌ها جوامعی دینامیک و در حال رشد از بازیگران مختلف هستند که از طریق همکاری و رقابت، ارزش‌های جدید ایجاد می‌کنند و به دست می‌آورند.» 

ماهیت هر اکوسیستمی این است که تغییر کند. گزارش موسسه دلویت می‌گوید که اکوسیستم‌ها منعطف و بادوام هستند، اما از درون با تغییرات دائمی همراهند. درحالی که رسانه‌ها، نرم‌افزار، خرده‌فروشی و دیگر حوزه‌ها به سوی اصلاح و تعدیل تعریف‌شده‌تری حرکت می‌کنند، حوزه‌های دیگر مثل زیرساخت تکنولوژی بازیگران کوچک‌تری را جذب می‌کند و موسسات بزرگ‌تری را ایجاد می‌کند که منابع، اطلاعات و پلت‌فرم‌هایی برای دیگران می‌سازند. این گزارش می‌گوید که برای هر نوع کسب‌وکاری یک اکوسیستم وجود دارد. 

مرزهای نزولی، فرصت‌های نوظهور، چالش‌های جدید 

در بخش‌های مختلف مرزها در حال از بین رفتن هستند. مشتریان به مشارکت‌کنندگانی فعال تبدیل می‌شوند. پلت‌فرم‌ها از محصولات و خدمات جدید حمایت می‌کنند. دسترسی به افراد هوشمند و منابع بیشتر، یادگیری و نوآوری را سرعت می‌بخشد. و ارزیابی می‌شود تا پنج سال آینده «اینترنت اشیا» به حدی رشد کند که بین 26 تا 75 میلیون شی مرتبط به هم را دربربگیرد. خبر خوب این است که با از بین رفتن مرزها، فرصت‌های تازه هم ظهور می‌کنند. اما این فرصت‌ها بدون مدیریت استراتژیک فرصت واقعی محسوب نمی‌شوند. رهبران سازمان‌ها باید مجموعه چالش‌های جدیدی را هدایت کنند، چرا که اکوسیستم‌ها همچنان در نوسان هستند تا آنها را تقویت کنند. مهم‌ترین این اکوسیستم‌ها عبارت است از: 

• امنیت سایبری و داده: یکی از بزرگ‌ترین اکوسیستم‌های موجود اینترنت است که حجم انبوهی داده را تولید می‌کند. با این حال، حفظ یک شبکه جهانی امن چالش بسیار بزرگی است. تعداد حملات سایبری کشف شده در سال 2014 نزدیک به 50 درصد افزایش یافته و به 120 هزار مورد در هر روز رسیده است. 

• استعدادها: هر چقدر کارهای معمولی که توسط کارگران معمولی انجام می‌شود بیشتر اتوماتیک‌سازی می‌شود، ساختار سنتی شکل‌دهی نیروی کار از یک هرم به سوی ساعتی شنی تغییر شکل می‌دهد که بر کارمندان با تخصص‌های ویژه تاکید می‌کند. گزارش شرکت اینتوییت ارزیابی کرده که تا سال 2020، بیش از 60میلیون آمریکایی نیروی کار مشروط خواهند بود. قراردادهای کاری بلندمدت جای خود را به قراردادهای پیمانی می‌دهد و 87درصد مدیران منابع انسانی دنیا استراتژی منبع‌یابی استعداد خود را یا تغییر داده‌اند یا برنامه‌ای برای تغییر آن دارند. 

• استراتژی:  از آنجاکه منبع‌یابی استعدادها گسترده‌تر می‌شود، استراتژی‌های موفقیت اکنون هم به همکاری و هم به رقابت وابسته هستند. گزارش مذکور درمی‌یابد که نیازی نیست قابلیت‌های ضروری تحت مالکیت باشند یا مستقیما کنترل شوند، بلکه اغلب به ایجاد مدل‌های جدید کسب‌وکار و افزایش چابکی نیازمندند. در نتیجه، بر روابط خارجی و داده‌های بزرگ تاکید بیشتری صورت می‌گیرد. 

فرصت‌های بیشتر به معنی راهکارهای بالقوه بیشتر 

به یمن پیشرفت تکنولوژی، روش‌های بیشتری برای ارتباط برقرار کردن با کارشناسان وجود دارد. این گروه تحصیلکرده به نوبه خود اکوسیستم‌های کسب‌وکار جهانی را در مقابله با پدیده‌های پیچیده‌ای مثل بیماری‌ها یا منابع کمیاب – که گزارش دلویت آن را «فرصت‌های شیطانی» می‌نامد – به‌کار می‌گیرد. چگونه می‌توان همه بازیگران را وارد صحنه کرد و آنها را به سوی نتیجه‌ای مشترک سوق داد؟ گزارش دلویت می‌گوید باید سازمان‌دهندگانی مرکزی وجود داشته باشند که فضایی برای اقدامات هماهنگ ایجاد کنند. به‌عنوان مثال، «اتحاد جهانی برای واکسیناسیون و ایجاد مصونیت» ایمن‌سازی در برابر بیماری‌های واگیردار را در فقیرترین کشورهای دنیا افزایش داد.

علاقه رهبران سازمانی به اثر اجتماعی

برای رهبران سازمانی ضروری است که از بخش‌ خود بیرون بیایند و رویکرد کل‌نگرانه‌تری از مشکلات و راه‌ حل‌ها داشته باشند. در نتیجه، نسل جدیدی از رهبران سازمانی در حال ظهور است. دلویت به این نتیجه رسیده که استعدادهای برتر کسب‌وکار که قبلا مدارک تحصیلی خود را فورا برای حوزه‌های پردرآمدی مثل مالی یا مشاوره مورد استفاده قرار می‌دادند، اکنون تغییر یافته و به دنبال روش‌هایی برای پیوند دادن کسب‌وکارشان با اثر اجتماعی هستند.  دانشگاه‌های پیشتاز دنیا رشته‌های بیشتری را در کارآفرینی اجتماعی، سرمایه‌گذاری بر اثر اجتماعی، مدیریت بنگاه‌های اجتماعی و نوآوری اجتماعی ارائه می‌دهند و منبع استعدادهای ترکیبی ایجاد کرده‌اند که می‌تواند هم در کسب‌وکار و هم در عرصه‌های اجتماعی کاربرد داشته باشد. 

رهبران به‌عنوان پلیس‌های خود

تکنولوژی‌های مخل و مدل‌های کسب‌وکار نه تنها اکوسیستم‌های جدید ایجاد می‌کنند، بلکه مرزهای چارچوب‌های قانونی موجود را هم تست می‌کنند. رهبران کسب‌وکار به جای تکیه بر قوانین سنتی، به این نتیجه می‌رسند که لازم است پلیس خود باشند. نظرسنجی 2014 موسسه دلویت در مورد ریسک‌های شهرت، دریافت که 87درصد مدیران ریسک شهرت را از هر ریسک استراتژیک دیگری که با آن روبه‌رو می‌شوند، مهم‌تر می‌دانند. شفافیت و ابزارهایی برای حفظ شهرت و اعتبار مثل آنچه شرکت eBay به‌کار می‌گیرد، نمونه این موضوع است. 

 
 

نویسنده: Lydia Dishman

مترجم: مریم رضایی

منبع: Fast Company

/دنیای اقتصاد

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.