چگونه پلتفرم‌های بانکداری شرکتی، آینده زنجیره ارزش مالی ایران را می‌سازند؟

مقاله پیش‌ رو که توسط امیرمحمد اسلامی، مدیر کسب‌وکار بانکداری شرکتی تومن در فصلنامه فناوری‌های مالی نگاشته شده با رویکردی تحلیلی و تطبیقی به بررسی زنجیره ارزش بانکداری شرکتی در ایران می‌پردازد. ابتدا تعریف و بخش‌های اصلی زنجیره ارزش را معرفی می‌کند، سپس وضعیت فعلی ایران را تحلیل کرده و ظرفیت‌ها و فرصت‌های بانکداری شرکتی را بررسی خواهد کرد.

بانکداری شرکتی ستون فقرات نظام مالی هر کشوری است؛ این حوزه مسئول مدیریت نقدینگی، اعتبارات و جریان‌های مالی شرکت‌ها و نهادهای بزرگ است و نقشی کلیدی در زنجیره تامین اقتصاد کلان دارد. در ایران، خدمات بانکداری شرکتی دهه‌ها در قالب حساب‌های سنتی، سامانه‌های انتقال وجه متنوع و سازوکارهای کاغذی مانند صدور چک و ضمانت‌نامه ارائه می‌شد.

با این حال، تحولات فناورانه در سطح جهان و ظهور فین‌تک‌ها موجب شده انتظار مشتریان شرکتی از بانک‌ها تغییر کند. شرکت‌ها اکنون به دنبال اطلاع لحظه‌ای از موجودی‌های خود، ابزارهای مدیریت نقدینگی مبتنی بر داده و راهکارهای سریع و امن برای انتقال وجوه هستند. پژوهش‌های جهانی نشان می‌دهند که قدرت تحول دیجیتال در بانکداری شرکتی از سه عامل کلیدی به وجود می‌آید: پرداخت‌های لحظه‌ای، بانکداری باز و تحلیل‌های پیشرفته.

پلتفرم‌های بانکداری شرکتی

به طور کلی بانکداری شرکتی به سازمان‌ها امکان می‌دهد تا از طریق واسطه‌های دارای مجوز، به‌ صورت امن و کاربردی به داده‌های حساب‌ها و تراکنش‌های خود دسترسی پیدا کنند و عملیات مالی خود را از مسیر برنامه‌های کاربردی شخص ثالث انجام دهند، بدون اینکه حساب‌هایشان در اختیار واسطه‌ها قرار گیرد. با وجود اینکه بانکداری باز ابتدا برای مشتریان خرد طراحی شده بود، اکنون شرکت‌های بزرگ نیز به دلیل نیاز به دسترسی سریع و دقیق به داده‌های بانکی و یکپارچه‌سازی با راهکارهای فین‌تک به آن روی آورده‌اند.

مقاله پیش‌ رو با رویکردی تحلیلی و تطبیقی به بررسی زنجیره ارزش بانکداری شرکتی در ایران می‌پردازد. ابتدا تعریف و بخش‌های اصلی زنجیره ارزش را معرفی می‌کنیم، سپس وضعیت فعلی ایران را تحلیل کرده و ظرفیت‌ها و فرصت‌های بانکداری شرکتی را بررسی خواهیم کرد. در ادامه، تجربه‌های جهانی و راهکارهای پلتفرمی را مرور کرده و نشان می‌دهیم چگونه این تحولات می‌توانند زنجیره ارزش را بازآفرینی کنند. تغییرات مدل‌های درآمدی، چالش‌های قانونی و امنیتی و فرصت‌های آینده را نیز بررسی می‌کنیم تا تصویری دقیق از مسیر پیش روی بانکداری شرکتی ایران به دست آوریم.

بانکداری شرکتی مدرن؛ گامی فراتر از خدمات بانکی جداگانه

در استفاده رایج، بانکداری شرکتی به خدماتی اشاره می‌کند که هر بانک به‌ طور مستقیم برای شرکت‌های بزرگ یا متوسط ارائه می‌دهد؛ مانند افتتاح حساب‌های جاری و ارزی، اعطای خطوط اعتباری، صدور ضمانت‌نامه و انجام تراکنش‌های کلان. این خدمات بیشتر در قالب سامانه‌های داخلی هر بانک ارائه می‌شود و مشتری برای هر بانک باید به یک درگاه جداگانه دسترسی داشته باشد. در این مقاله، ما روی مفهوم وسیع‌تر و مدرن‌تری تمرکز داریم که می‌توان آن را «پلتفرم بانکداری شرکتی» نامید. در این مدل، هدف تنها ارائه خدمات سنتی نیست؛ بلکه ایجاد بستری است که بتواند چندین بانک و حساب را به‌ صورت یکپارچه مدیریت کند و در عین حال به سازمان‌ها امکان دهد که سرویس‌های مورد نیاز خود را از طریق APIها در نرم‌افزارهای داخلی‌شان به کار گیرند.

ویژگی‌های خدمات پلتفرم بانکداری شرکتی را می‌توان به موارد زیر تقسیم‌بندی کرد:

  • مقیاس و یکپارچگی: در مدل پلتفرم بانکداری شرکتی، سازمان‌ها می‌توانند حساب‌ها و تسهیلات خود را در چند بانک از یک داشبورد مشاهده و مدیریت کنند؛ در حالی که در بانکداری سنتی، هر بانک، سامانه مستقل خود را دارد.
  • ماهیت خدمات: خدمات پلتفرمی شامل ابزارهایی مانند چک دیجیتال، انتقال وجه لحظه‌ای و گزارش‌گیری لحظه‌ای است؛ در حالی که بانکداری سنتی بر فرایندهای کاغذی و حضوری تکیه دارد.
  • مدل درآمدی: پلتفرم‌ها از مدل اشتراک API یا فروش خدمات، به صورت اشتراک ماهانه و سالانه و دراختیارگذاشتن راهکارها و ابزارهای هوشمند مدیریت نقدینگی برای درآمدزایی استفاده می‌کنند اما اینترنت‌بانک‌های سنتی، بیشتر از کارمزد تراکنش‌ها و سود تسهیلات، کسب درآمد می‌کنند.
  • اتوماسیون و یکپارچه‌سازی: پلتفرم بانکداری شرکتی با ارائه APIهای استاندارد و ماژول‌های اتصال، امکان ادغام مستقیم (Integration) با نرم‌افزارهای حسابداری، سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان (ERP) و دیگر سرویس‌های مالی را فراهم می‌کند. این یکپارچگی به سازمان‌ها اجازه می‌دهد تراکنش‌ها و اسناد مالی را به‌ صورت خودکار در دفاتر خود ثبت و بایگانی کنند، فرایندهای پرداخت و تسویه حساب را بدون دخالت دستی اجرا و گزارش‌های مالی را لحظه‌ای در سیستم‌های داخلی مشاهده کنند. همچنین با اتصال به سرویس‌های اعتبارسنجی و فین‌تک‌های نوآور، امکان ارائه خدماتی مانند تشخیص تقلب، مدیریت خزانه‌داری و پیش‌بینی جریان نقدی فراهم می‌شود.

مفهوم زنجیره ارزش در بانکداری شرکتی

زنجیره ارزش چارچوبی است برای تجزیه‌وتحلیل فعالیت‌هایی که یک سازمان برای خلق ارزش انجام می‌دهد. در بانکداری شرکتی، این زنجیره شامل فعالیت‌های اصلی و پشتیبان است که از طراحی محصول تا ارائه خدمات و مدیریت ریسک را دربرمی‌گیرد. به طور کلی می‌توان زنجیره ارزش بانکداری شرکتی را به موارد زیر تقسیم‌بندی کرد:

  • توسعه محصول و طراحی خدمات: تعریف و طراحی محصولات و خدمات مالی (مانند انواع حساب‌ها، خطوط اعتباری، ضمانت‌نامه‌ها و ابزارهای مدیریت نقدینگی) و تنظیم تعرفه‌ها و سیاست‌های اعتباری
  • فروش و بازاریابی: تعامل با شرکت‌ها، عقد قرارداد، ارائه مشاوره و آموزش و ایجاد کانال‌های ارتباطی برای جذب و حفظ مشتریان
  • ارائه خدمات و عملیات: مدیریت حساب‌ها، پردازش پرداخت‌ها و نقل‌وانتقال وجوه، صدور و مدیریت چک‌ها و اسناد تعهدی، تسهیلات ارزی و ریالی و ارائه گزارش‌های دوره‌ای
  • مدیریت ریسک و پشتیبانی: ارزیابی اعتباری، مدیریت ریسک‌های بازار، نقدینگی، عملیاتی و انطباقی و انجام اقدامات نظارتی و تطبیقی
  • فناوری و زیرساخت: سیستم‌های بانکداری مرکزی، اینترنت‌بانک‌ها، پایگاه‌های داده، مرکز تماس، زیرساخت‌های امنیت و پردازش داده

پلتفرم‌های بانکداری شرکتی

این خدمات در تعامل با یکدیگر ارزش را برای مشتریان شرکتی خلق می‌کنند. باید تاکید کرد که هر گونه ناهماهنگی در ارائه یکی از این خدمات می‌تواند کل زنجیره را تحت تاثیر قرار دهد و موجب افزایش هزینه عملیات شود.

چالش‌های فعلی زنجیره ارزش بانکداری شرکتی سنتی در ایران

  • پراکندگی و عدم یکپارچگی سامانه‌ها

در بانکداری شرکتی سنتی ایران، سازمان‌ها برای مدیریت حساب‌های خود ناچارند از اینترنت‌بانک‌های متعدد استفاده کنند. هر بانک، سامانه خاص خود را دارد و استاندارد واحدی برای رابط کاربری یا داده‌ها وجود ندارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که هر چند بانک‌ها خدمات دیجیتال مانند اینترنت‌بانک یا موبایل‌بانک ارائه کرده‌اند، اما فقدان هماهنگی میان این کانال‌ها و نبود تجربه یکپارچه برای مشتریان، مانع از تحقق بانکداری شرکتی مدرن شده است. این پراکندگی باعث می‌شود تیم‌های مالی مجبور باشند اطلاعات تراکنش‌ها را به صورت دستی استخراج و در نرم‌افزارهای حسابداری ثبت کنند که علاوه بر زمان‌بربودن، احتمال خطا را نیز افزایش می‌دهد.

  • فرایندهای کاغذی و دستی

بخش عمده‌ای از خدمات بانکداری شرکتی در ایران همچنان به صورت حضوری و کاغذی انجام می‌شود. صدور چک، امضای قراردادهای تسهیلات، ارائه ضمانت‌نامه و حتی استعلام اسناد تعهدی، نیازمند مراجعه به شعب و امضای فیزیکی است. این روش‌ها علاوه بر هزینه و زمان زیاد، امکان اشتباه یا سوءاستفاده را نیز افزایش می‌دهد؛ به‌ ویژه وقتی از حساب‌های شخصی برای امور شرکتی استفاده می‌شود.

  • نبود مدل‌های درآمدی پایدار و نوآورانه

اکثر بانک‌های ایرانی در بخش شرکتی، درآمد خود را از کارمزدهای تراکنشی و سود تسهیلات کسب می‌کنند. با کاهش کارمزد پرداخت‌ها و رقابت شدید، این مدل درآمدی پایدار نیست و بانک‌ها به دنبال روش‌های جدید برای درآمدزایی می‌گردند. به دلیل نبود چارچوب‌های بانکداری باز و استانداردهای API، فرصت درآمدزایی از طریق ارائه خدمات به فین‌تک‌ها یا فروش داده‌های تحلیلی نیز محدود است.

  • استفاده کم از داده و تحلیل‌های پیشرفته

با وجود حجم گسترده داده‌های تراکنشی، بانک‌های ایرانی از هوش مصنوعی و تحلیل‌های پیش‌بینانه کمتر استفاده می‌کنند. این امر باعث می‌شود خدماتی همچون تشخیص اشتباه یا سوءاستفاده، اعتبارسنجی دقیق و پیش‌بینی جریان نقدینگی به‌روز نباشد و شرکت‌ها نتوانند از مزایای فناوری‌های داده‌محور بهره‌مند شوند.

  • چالش‌های قانونی و استاندارد

یکی از موانع اصلی پیشرفت بانکداری شرکتی در ایران، نبود چارچوب‌های قانونی جامع برای بانکداری باز، مالکیت داده و استانداردسازی APIهاست. در حالی‌ که کشورهای اروپایی با دستورالعمل PSD2 و دیگر مقررات، بانک‌ها را ملزم به ارائه APIهای استاندارد و اشتراک‌گذاری داده کرده‌اند. در حال حاضر ایران چنین قوانین مشخصی ندارد؛ بنابراین بانک‌ها محتاطانه عمل می‌کنند و همکاری با فین‌تک‌ها محدود می‌شود.

تجربه‌هایی برای ایران از تحولات جهانی

  • رشد سریع بانکداری باز و استانداردسازی

بانکداری باز در سطح جهان از سال ۲۰۱۷ با دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه انگلستان و اتحادیه اروپا فراگیر شد. طبق گزارش سیتی، تا سال ۲۰۲۵ تقریبا ۱۰۰ حوزه قضایی در جهان، دارای چارچوب‌های بانکداری باز یا مالی باز شده‌اند. کشورهایی مانند انگلستان، استرالیا، سنگاپور، ژاپن و همچنین اتحادیه اروپا هم مقررات اجباری برای بانک‌ها وضع کرده‌اند. رویکردها اما در همه کشورها یکسان نیست. به‌ عنوان مثال در برخی کشورها مانند ایالات متحده، رویکرد بازارمحور وجود دارد و بانک‌ها را به مشارکت ملزم نمی‌کنند. با این حال، گزارش سیتی پیش‌بینی می‌کند ارزش تراکنش‌های پرداخت از طریق بانکداری باز از ۵۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۳۳۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۷ خواهد رسید که این رقم نشان از رشد چشم‌گیر این فناوری دارد.

بانک‌ها و فین‌تک‌ها برای موفقیت در اکوسیستم بانکداری باز نیازمند استانداردهای فنی مشترک هستند. عدم هماهنگی بین APIها و داده‌ها می‌تواند بار زیادی روی دوش کسب‌وکارها بگذارد و ادغام با هر بانک را پرهزینه کند. برخی کشورها مانند ترکیه، امارات و کره‌ جنوبی یک پلتفرم مرکزی برای بانکداری باز راه‌اندازی کرده‌اند که همه بانک‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات به آن متصل می‌شوند. این رویکرد با کاهش هزینه پیاده‌سازی و ایجاد استانداردهای مشترک، روند همکاری بانک‌ها و فین‌تک‌ها را تسهیل می‌کند.

  • انتظارات فزاینده مشتریان شرکتی و نوآوری بانک‌ها

در بسیاری از کشورها، خدمات بانکداری شرکتی به‌سرعت در حال بهره‌گیری از فناوری‌های جدید هستند. گزارش ACI Worldwide تاکید می‌کند بانک‌هایی که خدمات شرکتی ارائه می‌دهند، در حال استفاده از فرصت‌های به وجود آمده از پرداخت‌های لحظه‌ای، بانکداری باز و تحلیل‌های پیشرفته هستند و سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها افزایش یافته است.

مشتریان شرکتی انتظار دارند سطح خدمات بانکی در محل کارشان، مشابه خدمات بانکی شخصی باشد و کندی یا نداشتن شفافیت را تحمل نمی‌کنند. به همین دلیل، بانک‌ها به ارائه راهکارهای دیجیتال برای مدیریت نقدینگی، اطلاع لحظه‌ای از حساب‌ها و یکپارچه‌سازی فرایندها روی آورده‌اند. برای مثال، برخی بانک‌های بزرگ جهانی با راه‌اندازی پلتفرم‌های «خزانه‌داری آنی» (Real-Time Treasury) به شرکت‌ها امکان می‌دهند به‌ صورت لحظه‌ای، مانده نقدی و تعهدات خود را ببینند و بر اساس داده‌های زنده تصمیم‌گیری کنند. همچنین پلتفرم‌های بانکداری به‌ عنوان خدمت (BaaS) به شرکت‌ها این فرصت را می‌دهند که سرویس‌های بانکی را مستقیم در نرم‌افزارهای خود ادغام کنند و خدمات سفارشی ارائه دهند.

رویکردهای تحول دیجیتال؛ تاکتیکی یا راهبردی؟

تحول دیجیتال در بانکداری می‌تواند به دو صورت رخ دهد: بهبود تاکتیکی فرایندهای موجود یا ایجاد مدل‌های کاملا دیجیتال و نوآورانه. گزارش Ovum بیان می‌کند که پروژه‌هایی که صرفا بر دیجیتالی‌کردن فرایندهای سنتی تمرکز می‌کنند، ممکن است سازمان را به دام ارتقای سطحی بکشند. در حالی که پروژه‌هایی که به دنبال خلق کسب‌وکارهای کاملا دیجیتال، مدل‌های درآمدی جدید و خدمات داده‌محور هستند، می‌توانند ارزش ماندگار ایجاد کنند. در این چارچوب، بهره‌گیری از داده، ایجاد پلتفرم‌های باز و استفاده از هوش مصنوعی نه‌ تنها به افزایش کارایی منجر می‌شود که منابع درآمدی جدید برای بانک‌ها ایجاد می‌کند.

بازآفرینی زنجیره ارزش با پلتفرم‌ها و بانکداری شرکتی

پلتفرم‌های بانکداری شرکتی و فین‌تک‌ها می‌توانند هر یک از بخش‌های زنجیره ارزش را متحول کنند. در این بخش، تغییرات بالقوه در هر مرحله را بررسی می‌کنیم:

  • فروش و بازاریابی

به‌ جای تکیه بر شبکه شعب و روابط سنتی، فین‌تک‌ها می‌توانند از بسترهای دیجیتال و کانال‌های آنلاین برای بازاریابی و فروش استفاده کنند. اتصال APIها به بازارگاه‌های (Marketplace) فین‌تک، این امکان را به وجود می‌آورد که شرکت‌ها به‌ صورت آنلاین خدمات مختلف را مقایسه و انتخاب کنند. در کشورهای دارای مقررات بانکداری باز، مشتریان شرکتی می‌توانند مدیریت نقدینگی خود را از طریق فین‌تک‌ها یا حتی رقبای بانکی انجام دهند. بنابراین بانک‌ها باید مشتری‌محورتر عمل و ارزش پیشنهادی خود را به صورت شفاف بیان کنند.

  • ارائه خدمات و عملیات

پلتفرم‌های مدرن بانکداری شرکتی که توسط فین‌تک‌ها ایجاد شده‌اند، تمامی حساب‌های یک شرکت را در یک داشبورد واحد تجمیع و امکان مشاهده مانده، اجرای انتقال وجه و ثبت اسناد تعهدی را بدون نیاز به استفاده از چندین سامانه فراهم می‌کنند. این امر سرعت تصمیم‌گیری را بالا می‌برد و تیم‌های مالی را از اقدامات تکراری و روتین نجات می‌دهد. در بسیاری از کشورها، شرکت‌ها از طریق API می‌توانند پرداخت‌ها را مستقیما از حساب‌های خود پردازش کنند. علاوه بر این، خدمات سنتی مانند صدور چک و ضمانت‌نامه می‌توانند به چک‌های دیجیتال و امضای الکترونیکی تبدیل شوند. این تحول، ضمن کاهش فرایندهای کاغذی، امنیت را افزایش می‌دهد و امکان نظارت آنلاین و لحظه‌ای را فراهم می‌کند.

  • مدیریت ریسک و پشتیبانی

تحلیل‌های پیش‌بینی‌محور و هوش مصنوعی می‌توانند نقش مهمی در مدیریت ریسک مالی شرکت‌ها داشته باشند. پلتفرم‌های بانکداری شرکتی می‌توانند با پایش لحظه‌ای تراکنش‌ها، رفتارهای مشکوک را تشخیص و هشدار بدهند. همچنین، امکان اعتبارسنجی سریع و مبتنی بر داده فراهم می‌شود که بر اساس رفتار مالی شرکت‌ها، رتبه‌بندی اعتباری دقیق‌تری ارائه می‌دهد.

  • فناوری و زیرساخت

رشد سریع کارکردهای بانکداری باز و نیاز به پردازش لحظه‌ای داده‌ها، استفاده از رایانش ابری و فناوری بلاکچین را ضروری کرده است. شرکت‌های فین‌تکی پیشرو در جهان در حال حرکت به سمت زیرساخت‌های ابری هستند تا انعطاف‌پذیری و مقیاس‌پذیری بیشتری داشته باشند. در کنار آن، ایجاد پلتفرم‌های مشترک برای اشتراک‌گذاری داده‌ها و استانداردسازی APIها می‌تواند هزینه و زمان پیاده‌سازی را کاهش دهد.

تحول مدل‌های درآمدی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای بازآفرینی زنجیره ارزش، تحول در مدل‌های درآمدی بانک‌ها و فین‌تک‌هاست. در ادامه به چند الگوی درآمدی نوین می‌پردازیم:

  • مدل اشتراکی: در این مدل، مشتریان شرکتی هزینه ماهانه یا سالانه برای استفاده از پلتفرم پرداخت می‌کنند. این روش در هزینه‌ها شفافیت ایجاد می‌کند و درآمدی پایدار برای ارائه‌دهنده به همراه دارد.
  • درآمد از API و BaaS: بانک‌ها می‌توانند از فراخوان‌های API یا بسته‌های خدمات مبتنی بر بانکداری باز، هزینه دریافت کنند. این رویکرد در اروپا و آسیا رو به‌ رشد است و اجازه می‌دهد بانک‌ها از زیرساخت خود بهره‌برداری کنند و فین‌تک‌ها خدمات نوآورانه ارائه دهند.
  • تحلیل تراکنش و داده‌ها: با جمع‌آوری و تحلیل داده‌های تراکنشی، پلتفرم‌ها می‌توانند گزارش‌های تحلیلی، پیش‌بینی جریان نقدینگی و مدل‌های اعتبارسنجی در اختیار شرکت‌ها قرار دهند و در ازای آن هزینه دریافت کنند. رشد ارزش بازار بانکداری باز به ۳۳۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۷ نشان می‌دهد که داده و تحلیل، منابع درآمدی مهمی خواهند بود.
  • ارائه خدمات ارزش‌افزوده: خدماتی مانند مدیریت زنجیره تامین مالی، پرداخت حقوق و دستمزد، بیمه و مدیریت ریسک ارزی می‌توانند روی پلتفرم‌ها ارائه شوند و درآمد مشترکی برای بانک و فین‌تک‌ها ایجاد کنند.

این تغییرات نشان می‌دهد که بانک‌ها باید از مدل کارمزدی سنتی فاصله بگیرند و به سمت ارائه قانونی زیرساخت، داده و خدمات سفارشی حرکت کنند.

پلتفرم‌های بانکداری شرکتی

چالش‌های بانکداری شرکتی در ایران

به نظر می‌رسد با وجود فرصت‌های فراوان، تحول بانکداری شرکتی در ایران با چالش‌هایی روبه‌روست:

  • استانداردسازی و حاکمیت داده

در ایران، نبود چارچوب‌های قانونی مشخص برای بانکداری باز و مالکیت داده، مشارکت بانک‌ها و فین‌تک‌ها را کند کرده است. برای ایجاد بازار رقابتی، لازم است مقرراتی مشابه PSD2 اروپا تدوین شود که بانک‌ها را به ارائه APIهای استاندارد و امن ملزم و مالکیت داده‌های تراکنشی را روشن کند. تجربه کشور ترکیه در ایجاد پلتفرم مرکزی بانکداری باز نشان می‌دهد که استانداردهای مشترک می‌توانند همکاری بانک‌ها و فین‌تک‌ها را تسهیل و هزینه ورود را کاهش دهند.

  • امنیت و حریم خصوصی

بانک‌ها و شرکت‌های ایرانی از نظر دانش و امکانات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری در حوزه امنیت داده در سطح قابل قبولی قرار دارند؛ اما عدم وجود استاندارهای یکپارچه که با نیازهای روز به طور دائم به‌روز شوند، احساس می‌شود. بر کسی پوشیده نیست که اشتراک‌گذاری داده‌های مالی حساس، بدون تدابیر امنیتی سطح بالا و پیشرفته، می‌تواند خطراتی مانند سرقت داده و حملات سایبری را افزایش دهد. پیاده‌سازی استانداردهای رمزنگاری، استفاده از سخت‌افزارهای امن (مانند HSM) و اعتمادسازی نزد مشتریان ضروری است. همچنین ضمانت‌نامه‌های قانونی باید مشخص کنند که در صورت بروز مشکل، مسئولیت چگونه تقسیم خواهد شد.

  • مقاومت فرهنگی و سازمانی

بانک‌ها و شرکت‌ها ممکن است در برابر تغییر مقاومت کنند؛ زیرا مدل‌های سنتی را پایدارتر و کم‌ریسک‌تر می‌دانند. این موضوع نه تنها در ایران، که در اکثر کشورهای منطقه و حتی اروپایی به یکی از موارد بحث‌برانگیز تبدیل شده است. تحول دیجیتال نیازمند آموزش سرمایه انسانی، بازنگری در فرایندها و پذیرش فرهنگ نوآوری است. گزارش Ovum تاکید می‌کند که برای موفقیت در تحول، نوآوری باید یک حرکت سراسر سازمانی باشد و صرفا به سرمایه‌گذاری در فناوری محدود نشود. در ایران نیز اگر نیازهای جدید مردم و شرکت‌های نوآور (استارتاپ) در حوزه مالی درک شود، قطعا تغییرات نیز با سرعت بیشتری انجام خواهد گرفت.

  • دسترسی نابرابر

کسب‌وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) ممکن است توان مالی یا دانش فنی کافی برای بهره‌گیری از پلتفرم‌های پیشرفته را نداشته باشند. بنابراین، مقررات و مدل‌های کسب‌وکاری باید به‌ نحوی طراحی شوند که خدمات مالی پلتفرمی برای این بخش از بازار نیز در دسترس و مقرون‌ به‌ صرفه باشد. در ایران هنوز SME‌ها به رسمیت شناخته نشده‌اند در حالی که سهم مهمی از اقتصاد کشور پیدا کرده‌اند. ضرورت قانون‌گذاری برای SMEها و به رسمیت شناخته‌شدن این کسب‌وکارها از سوی نهادهای قانون‌گذار، کمک زیادی به رفع چالش دسترسی نابرابر می‌کند.

پیشنهادهایی برای آینده

  • توسعه زیرساخت و استاندارد ملی

بانک مرکزی و نهادهای رگولاتور ایرانی باید چارچوبی جامع برای بانکداری باز، استانداردهای API و حاکمیت داده طراحی کنند. الگوگرفتن از استانداردهای PSD2 و راه‌اندازی پلتفرم مرکزی مشابه ترکیه می‌تواند به ایجاد بازار رقابتی و شفاف کمک کند. چنین پلتفرمی باید امکان اتصال ساده و کم‌هزینه برای بانک‌ها و فین‌تک‌ها را فراهم کرده و همکاری‌های بین‌المللی را تسهیل کند.

  • سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی و تجزیه‌وتحلیل داده

فین‌تک‌ها و شرکت‌های فناوری ایرانی باید سرمایه‌گذاری جدی در توسعه مدل‌های تحلیل داده و هوش مصنوعی انجام دهند. این فناوری‌ها می‌توانند جریان نقدینگی را پیش‌بینی کنند، ریسک را به‌ صورت لحظه‌ای تشخیص و خدمات شخصی‌سازی‌شده ارائه دهند. تجربه جهانی نشان می‌دهد که فراهم‌کردن امکان رصد لحظه‌ای داده‌ها و ابزارهای تحلیلی نوآورانه برای شرکت‌ها، امتیاز رقابتی مهمی ایجاد می‌کند.

  • تکمیل زنجیره تامین با خدمات مالی

تامین کالا و خدمات، جزو مسائل مهم در کشور ایران محسوب می‌شوند اما در زمینه تامین مالی، ذاتا نگاه سنتی و ریسک‌پذیری بسیار کمی وجود دارد. بنابراین با شناخت نیازهای آنها از یک‌ سو و جلب اطمینان ایشان از سوی دیگر، شرکت‌های ارائه‌دهنده بانکداری شرکتی می‌توانند تحول بزرگی را در این حوزه ایجاد کنند. پلتفرم‌های بانکداری شرکتی می‌توانند به زنجیره‌های تامین کالا و خدمات وصل شوند و تامین مالی لحظه‌ای، مدیریت اسناد و پرداخت‌های هماهنگ را امکان‌پذیر کنند. ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان و فروشندگان بر بستر یک پلتفرم بانکی می‌تواند جریان نقدینگی را ثابت نگه دارد و ریسک دیرکرد پرداخت‌ها را کاهش دهد. این رویکرد در کشورهایی که بانکداری باز به بلوغ رسیده، در حال اجراست.

  • توسعه خدمات فراگیر برای SMEs

برای تحقق فراگیری مالی، بانک‌ها و فین‌تک‌های ایرانی باید خدمات بانکداری شرکتی را برای کسب‌وکارهای کوچکتر نیز قابل دسترس کنند. این خدمات می‌تواند شامل حساب‌های ارزان، تسهیلات خرد دیجیتال، ابزارهای ساده مدیریت نقدینگی و آموزش مالی باشد. با توجه به سهم بزرگ SMEها در اشتغال و تولید، حمایت از این بخش می‌تواند اثرات اقتصادی مثبت و گسترده‌ای داشته باشد.

در پایان باید گفت بانکداری شرکتی در ایران در نقطه‌ای مهم و تاریخی قرار دارد. از یک سو، ساختارهای سنتی با تعدد سامانه‌ها و اپلیکیشن‌ها، فرایندهای کاغذی و مدل‌های درآمدی محدود، پاسخ‌گوی نیازهای پیچیده و سریع امروز نیستند. از سوی دیگر، روندهای جهانی مانند بانکداری باز، پرداخت‌های لحظه‌ای و تحلیل داده، فرصت‌های بی‌نظیری برای بازآفرینی این زنجیره فراهم کرده‌اند. تجربه کشورهایی که استانداردهای بانکداری باز را اجرا کرده‌اند نشان می‌دهد پذیرش قواعد مشترک و ایجاد پلتفرم‌های مرکزی می‌تواند بازار رقابتی و نوآور ایجاد کند. همچنین، پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نوآوری باید فراتر از دیجیتال‌کردن فرایندهای موجود باشد و به خلق کسب‌وکارهای دیجیتال و منابع درآمدی جدید کمک کند.

برای موفقیت در این مسیر، بانک‌ها، فین‌تک‌ها، رگولاتورها و شرکت‌های مشتری باید همکاری کنند. بانک مرکزی باید استانداردهای باز ارائه دهد، بانک‌ها باید از نقش مالک محصولات فاصله گرفته و به ارائه زیرساخت و داده بپردازند، فین‌تک‌ها باید خدمات نوآورانه و داده‌محور توسعه دهند و در نهایت شرکت‌ها باید فرهنگ دیجیتال را در سازمان خود بپذیرند. اگر این عناصر به‌درستی کنار هم قرار گیرند، بانکداری شرکتی در ایران می‌تواند ضمن حفظ امنیت و انطباق، به تجربه‌ای یکپارچه، سریع و هوشمند تبدیل و زمینه‌ساز رشد اقتصادی و نوآوری در کشور شود.

/فصلنامه فناوری‌های مالی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.