Multi Region؛ معماری ایده‌آل برای بانک‌ها و سرویس‌های حیاتی

با گسترش اقتصاد دیجیتال، امنیت و تاب‌آوری زیرساخت‌های مالی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های نظام بانکی تبدیل شده است. حملات سایبری، اختلال در سرویس‌های پرداخت و از دسترس خارج شدن سامانه‌های حیاتی، تنها یک مشکل فنی ایجاد نمی‌کنند، بلکه مهم‌ترین سرمایه اقتصاد دیجیتال یعنی اعتماد مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهند. بازسازی این اعتماد، نیازمند بازنگری در معماری زیرساخت‌ها، افزایش آمادگی در برابر بحران‌ها و حرکت به سمت مدل‌های نوین تاب‌آوری است.

در همین راستا، پویا پیرحسینلو، هم‌بنیان‌گذار و مدیرعامل آروان کلاد، در سخنرانی خود در چشم‌انداز اقتصاد ایران در سال۱۴۰۵ با اشاره به آسیب‌های واردشده به بانک‌ها و سیستم‌های پرداخت، تاکید کرد که برای بازگرداندن اعتماد به اقتصاد دیجیتال، باید نگاه سنتی به امنیت و زیرساخت تغییر کند. او گفت که نسبت دادن همه مشکلات به تجهیزات خارجی یا عوامل بیرونی، مانع از بررسی دقیق ضعف‌های معماری و فرآیندهای داخلی می‌شود.

در سال‌های اخیر، یکی از بخش‌هایی که بیشترین آسیب را در اقتصاد دیجیتال دیده، حوزه بانک‌ها و سیستم‌های پرداخت بوده است. مهم‌ترین خسارتی که این حملات ایجاد می‌کنند، فقط از دسترس خارج شدن یک سرویس یا اختلال در یک سامانه نیست، بلکه اعتماد مردم را هدف قرار می‌دهند. بازسازی این اعتماد، فرآیندی طولانی است و گاهی سال‌ها زمان نیاز دارد تا دوباره بخش‌های مختلف این اعتماد کنار یکدیگر قرار بگیرند.

وقتی اینترنت قطع می‌شود، زمانی که یک سیستم بانکی از دسترس خارج می‌شود، وقتی یک شبکه پرداخت دچار اختلال می‌شود، یا زمانی که یک صرافی رمزارزی، طلا یا ارز تعطیل می‌شود، هرکدام از این اتفاق‌ها به اقتصاد دیجیتال آسیب وارد می‌کنند. هرکدام از این رخدادها می‌توانند اعتماد کاربران را کاهش دهند و فاصله میان مردم و خدمات دیجیتال را بیشتر کنند.

البته موضوع تاب‌آوری اقتصاد دیجیتال فقط به یک بخش محدود نمی‌شود و ابعاد گسترده‌ای دارد. در این میان، بانک‌ها و زیرساخت‌های مالی یکی از حساس‌ترین بخش‌ها هستند؛ زیرا کوچک‌ترین اختلال در این حوزه می‌تواند اثر مستقیمی روی زندگی مردم و فعالیت‌های اقتصادی داشته باشد. گاهی در مواجهه با حملات سایبری، برخی بانک‌ها اعلام می‌کنند که دلیل اصلی حملات، استفاده از تجهیزات سخت‌افزاری خارجی یا تجهیزات آمریکایی بوده است. این نگاه، عملا مسوولیت‌پذیری را کاهش می‌دهد و ما را به نقطه‌ای می‌رساند که تصور کنیم راه دیگری برای مقابله وجود ندارد. اما بررسی‌های فنی نشان می‌دهد که موضوع پیچیده‌تر از این است. در بحث آسیب‌پذیری‌های سخت‌افزاری، می‌توان سه حوزه اصلی را بررسی کرد. نخست، بحث بک‌دورهای سخت‌افزاری است. در این حالت، تولیدکننده سخت‌افزار عمدا مسیری مخفی برای دسترسی ایجاد می‌کند. برای برندهای معتبر جهانی، گزارش‌های قابل اتکایی درباره وجود چنین بک‌دورهایی در تجهیزات شرکت‌هایی مانند اچ‌پی یا سیسکو وجود ندارد.

دومین حوزه، آسیب‌پذیری‌های Zero Day است. در این حالت، یک نقص امنیتی وجود دارد که هنوز به شکل عمومی منتشر نشده، اما گروه‌های مهاجم می‌توانند آن را شناسایی کنند و مورد سوءاستفاده قرار دهند. درباره برخی از این آسیب‌پذیری‌ها نیز ممکن است همکاری‌هایی میان گروه‌های مختلف شکل گرفته باشد، اما برای حملات اخیر در ایران، گزارشی معتبر که وجود چنین آسیب‌پذیری‌هایی در سخت‌افزارهای مورداستفاده را تایید کند، منتشر نشده است.

سومین حوزه، حملات زنجیره تامین یا Supply Chain Attack است. در این مدل، یک عامل مخرب در مسیر تامین تجهیزات یا نرم‌افزار قرار می‌گیرد و از این مسیر برای نفوذ استفاده می‌کند. این نوع حملات در دنیا سابقه دارند؛ اما درباره حملات اخیر به زیرساخت‌های بانکی ایران نیز گزارشی که نشان دهد عامل اصلی، چنین حمله‌ای بوده، منتشر نشده است.

بنابراین، به جای  نسبت دادن همه مشکلات به عوامل خارجی، باید بررسی کنیم که چه اقداماتی را می‌توانیم در معماری امنیتی و زیرساختی خود اصلاح کنیم.

بازطراحی بانک‌ها در عصر حملات سایبری

یکی از نمونه‌های مهم در حملات اخیر، استفاده مهاجمان از آسیب‌پذیری‌هایی بوده که پیش‌تر منتشر شده بودند. در یکی از بانک‌های مورد حمله، بخشی از نفوذها از طریق آسیب‌پذیری‌هایی انجام شده که اطلاعات آنها در دسترس بوده و امکان جلوگیری از آنها وجود داشته است. این موضوع نشان می‌دهد که مشکل فقط به تجهیزات یا فناوری خارجی مربوط نمی‌شود، بلکه به نحوه مدیریت امنیت، به‌روزرسانی سیستم‌ها و معماری زیرساخت‌ها نیز ارتباط دارد. برای افزایش تاب‌آوری بانک‌ها، یکی از راهکارهای مهم، استفاده از معماری‌های Multi Region است. بسیاری از سازمان‌ها هنوز اطلاعات خود را در یک نقطه مشخص ذخیره می‌کنند. این روش در شرایط بحران، ریسک بالایی ایجاد می‌کند؛ زیرا یک حادثه فیزیکی یا سایبری می‌تواند کل سرویس را از دسترس خارج کند.

در مرحله بعد، سازمان‌ها به سمت Multi Instance حرکت کرده‌اند. در این روش، نسخه‌های مختلفی از داده‌ها نگهداری می‌شود؛ اما همچنان همه این نسخه‌ها در یک موقعیت جغرافیایی قرار دارند.

مرحله پیشرفته‌تر، معماری Multi Zone است. در این مدل، داده‌ها و پردازش‌ها در چند مرکز داده مختلف داخل یک منطقه جغرافیایی توزیع می‌شوند. استانداردهای جهانی پیشنهاد می‌کنند که برای سرویس‌های حساس، چند مرکز داده با فاصله مناسب از یکدیگر ایجاد شود تا در صورت بروز مشکل، سرویس همچنان فعال باقی بماند.

اما برای بانک‌ها و سرویس‌های حیاتی، معماری ایده‌آل، Multi Region است. در این معماری، اطلاعات و پردازش‌ها علاوه بر چند مرکز داده، در چند شهر مختلف و با فاصله جغرافیایی قابل‌توجه نگهداری می‌شوند. این مدل باعث می‌شود حتی در شرایطی مانند حمله فیزیکی، بحران منطقه‌ای یا اختلال گسترده، امکان ادامه فعالیت وجود داشته باشد. این مفهوم، فناوری جدیدی نیست و سال‌ها در معماری سیستم‌های حساس جهانی مورد استفاده قرار گرفته است. فناوری‌های ابری فقط اجرای این معماری را ساده‌تر و اقتصادی‌تر کرده‌اند.

بانک‌ها در مسیر معماری ابری

یکی از دلایل اصلی اجرا نشدن معماری‌های چندمنطقه‌ای، هزینه و پیچیدگی ایجاد زیرساخت‌های سنتی است. وقتی یک بانک مجبور باشد چند مرکز داده اختصاصی، شبکه‌های ارتباطی مستقل و زیرساخت‌های جداگانه ایجاد کند، هزینه‌ها بسیار افزایش پیدا می‌کنند و اجرای پروژه دشوار می‌شود.

اما فناوری ابری می‌تواند این مسیر را ساده‌تر کند. در دنیا، مفاهیمی مانند Metro Mirror و Global Mirror سال‌ها در معماری‌های سازمانی استفاده شده‌اند و امروز مدل‌های جدید ابری امکان اجرای ساده‌تر آنها را فراهم کرده‌اند.

بانک‌ها برای حرکت به سمت آینده، به یک برنامه بلندمدت نیاز دارند. اگر سازمانی نتواند مسیر ۵ تا ۱۰سال آینده خود را طراحی کند، نمی‌تواند تغییرات فناوری را مدیریت کند و فاصله آن با جهان بیشتر خواهد شد.

تیم‌های امنیتی نیز باید در کنار حفظ استانداردها، از تبدیل شدن سیاست‌های قدیمی به مانع توسعه جلوگیری کنند. گاهی سیاست‌هایی که برای افزایش امنیت ایجاد شده‌اند، در طول زمان به نقطه ضعف سازمان تبدیل می‌شوند و مانع استفاده از فناوری‌های جدید می‌شوند.

در نهایت، ترکیب Multi Instance، Multi Zone، Multi Region و ایجاد سازوکارهای مناسب Backup و Recovery می‌تواند یک معماری کامل برای افزایش تاب‌آوری بانک‌ها ایجاد کند. این مفاهیم برای متخصصان فناوری اطلاعات شناخته‌شده هستند، اما چالش اصلی امروز، استفاده نکردن از ظرفیت‌های موجود و ایجاد موانع غیرضروری برای حرکت به سمت این معماری‌ها است.

برای افزایش تاب‌آوری بانک‌ها، راهکار اصلی، حرکت به سمت معماری‌های چندشهری و برنامه‌های جامع بازیابی بحران است. فناوری ابری می‌تواند یک تسهیل‌گر باشد، هزینه‌ها را کاهش دهد، ریسک‌ها را مدیریت کند و مسیر تحول دیجیتال بانکداری را هموارتر کند. به گفته پیرحسینلو، اگر بتوان تصویر دقیقی از آینده داشته و موانع غیرضروری را کنار گذاشت، می‌توان زیرساخت‌های بانکی کشور را مقاوم‌تر و اعتماد از دست‌رفته به اقتصاد دیجیتال را دوباره بازسازی کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.