چالش های بازار برق ایران و بورس انرژی در مصاحبه با مهندس بیات

با توجه به اینکه دو بازیگر اصلی بازار از یک جنس و دارای منافع مشترک می باشند، می توان در مورد کارایی بازار مشکوک بود چرا که مسئول برگزاری بازار ( شرکت مدیریت شبکه برق ) و خریداران ( توزیع کنندگان ) اصولاً دولتی هستند .

عصر بانک؛عصربانک مصاحبه ای داشته با آقای مهندس محمد بیات ، معاون بازار برق شرکت ساینا گستر پردیسان و عضو هیئت مدیره شرکت مدیریت تولید و بهره برداری جنوب فارس ( نیروگاه سیکل ترکیبی کازرون) درباره بازار برق ایران  و بورس انرژی که در ادامه شما را  به مطالعه این مصاحبه دعوت می کنیم:

 

لطفاً کمی در مورد ساختار بازار برق ایران و بورس انرژی توضیح دهید.
با شروع مباحث مربوط به خصوصی سازی در اوایل دهه 80 و لزوم ایجاد بازاری رقابتی در آبان ماه سال 82 بازار برق ایران بوجود آمد. این بازار با شرکت 3 بازیگر اصلی یعنی: تولیدکنندگان، توزیع کنندگان و شرکت مدیریت شبکه برق ایران تأمین کننده ی نیازهای کشور به برق و صادرات آن به خارج از کشور می باشد. در این بازار فرآیند فروش برق بصورت payasbid بوده و تولیدکنندگان برق با ارائه ی روزانه پیشنهاد و فروش خود در کنار سفارشات خرید توزیع کنندگان نقش خود را بازی می کنند. در این میان شرکت مدیریت شبکه برق ایران نقش ریگولاتور و مدیریت این تراکنش را انجام خواهد داد. با گذشت زمان و نیز نقش قیمت و تأمین نقدینگی بازار با همکاری سازمان بورس کشور و وزارت نیرو، بورس انرژی بوجود آمد که بستری مناسب برای حضور بازیگران جدید را ایجاد خواهد کرد.

 

 

 تفاوتهای هر یک از این بازارها چیست؟
ساختار هر یک از این دو بازار دارای نقاط مثبت و منفی مخصوص به خود می باشد، بازار برق ایران به نوعی به دوره بلوغ خود نزدیک شده هرچند هنوز نواقصی جاری در آن وجود دارد که مهمترین مشکل آن نقش پررنگ مدیریت بازار در تعیین رویدادها و اجرای بازار می باشد. با توجه به اینکه دو بازیگر اصلی بازار از یک جنس و دارای منافع مشترک می باشند، می توان در مورد کارایی بازار مشکوک بود چرا که مسئول برگزاری بازار  ( شرکت مدیریت شبکه برق ) و خریداران ( توزیع کنندگان ) اصولاً دولتی هستند و به نوعی مدیر بازار به سمت خریداران متمایل است. این مشکل در بازار بورس انرژی نیز به شکلی شدیدتر و مشهودتر وجود دارد. متأسفانه به علت سیاستگذاری غلط دو بخش انرژی و پس از هدف مندی یارانه ها بخش تولید به سمت عدم توجیه پذیری حرکت کرده زیرا شرکت توانیر توانایی پرداخت هزینه برق خریداری شده را ندارد و حجم عظیمی از بدهی به تولیدکنندگان بوجود آمده است. اما در بورس انرژی به علت نقد بودن معاملات مشکل بدهی های معوق وجود ندارد.

 چرا با وجود مزیت نسبی بورس انرژی تولیدکنندگان به سمت آن جذب نمی شوند؟
همانطور که عرض کردم بورس انرژی هم معایب مخصوص به خود را دارد. صادقانه بگویم مدیران وزارت نیرو با هوشمندی بورس انرژی را بوجود آورند. سناریو این موضوع به این شکل است: فرض کنید در بازار برق ایران نرخ متوسط انرژی برق برابر A می باشد. شرکت توانیر به جای پرداخت مبلغ برق فروخته شده نقدینگی a را به سمت بورس هدایت کرده و از پرداخت بدهی بازار برق امتناع می ورزد و پیشنهاد تأمین نقدینگی از بورس را به تولیدکنندگان می دهد. حال وضعیت بورس انرژی: بورس انرژی توانیر تأمین کننده ی نقدینگی خریداران است و تصمیم می گیرد چه زمانی خریداران پول خرید داشته باشند و چه زمانی نه، به نوعی توانیر مشخص کننده ی میزان تقاضای بازار خواهد بود. حال با وجود عرضه ی ثابت ( تولیدکنندگان ) و کاهش تقاضا ( عدم واریز نقدینگی برای خرید ) قیمتها کاهش یافته، نتیجه اینکه شرکت توانیر برق را به قیمت کمتر از  A و با تخفیف خیلی خوب از فروشندگان بازار برق ایران خواهد خرید.

 

 پیشنهاد شما چیست؟
یکی از بهترین راه حل های موجود، خصوصی سازی حقیقی بازار، چه در طرف تولیدکنندگان و چه در طرف توزیع کنندگان است. در این صورت قیمت حقیقی انرژی در کشور مشخص خواهد شد. آزادسازی قیمتهای انرژی هم کمک بیشتری به این موضوع خواهد نمود. مدیران کشور باید در نظر داشته باشند اگر سودآوری سرمایه گذاران در این خدمت در نظر گرفته نشود این صنعت رو به  ورشکستگی خواهد گذاشت.

 

با توجه به فرسوده بودن خطوط انتقال و هزینه بسیار بالای نوسازی خطوط و ایجاد خطوط جدید و همچنین اتلاف انرژی در مسیر خطوط انتقال، چه راهکاری را پیشنهاد می دهید؟
در این راستا تولید برق از طریق نیروگاه های مولد مقیاس کوچک راهکار مناسبی می تواند باشد. پیشرفت فناوری مولدهای مقیاس کوچک ( گاز سوز دائم کار ) و امکان رعایت استانداردهای زیست محیطی، استفاده از این مولدها را در محیط های مختلف اعم از صنعتی، مسکونی و تجاری امکانپذیر نموده که می تواند تأثیر و سهم بسزایی در کاهش هزینه های مصرف انرژی داشته باشد. نصب این نیروگاه ها علاوه بر استفاده از انرژی برق ارزان تر می تواند همزمان با استفاده از CHP  یا  CCHP امکان تولید حرارت و برودت را نیز داشت.
از مزایای اصلی این نوع نیروگاه های مقیاس کوچک می توان به مقدار فضای کم جهت احداث، دوره احداث کوتاه مدت، قابلیت حمل و جابجایی آسان و کاهش آلاینده های زیست محیطی اشاره نمود.
از این نیروگاه ها به عنوان پدافند غیر عامل نیز نام برده می شود زیرا در مواقع حساس و بحرانی این نیروگاه ها می توانند برق مکان های استراتژیک و مهم را تأمین نمایند.

 

 آینده این صنعت را چگونه میدانید؟
نسبت به آینده خوش بین هستم زیرا صنعت برق و انرژی زیرساخت کشور است و راه توسعه کشور از توسعه زیرساختهای کشور می گذرد. در صورتی که با همکاری بخش خصوصی بورس انرژی فعالتر شده و امکان معاملات بخش خصوصی ( خرده فروشی برق ) نیز ایجاد شود علاوه بر کشف حقیقی قیمت برق در کشور این صنعت  که در  مقیاس جهانی بسیار سودآور است، قابلیت رشد بسیار زیادی در کشور خواهد داشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.