لزوم متنوعسازی خزانههای بانکی ذخیرهسازی طلا/ آیا بازار طلای آنلاین ایران روی یک نقطه بحرانی بنا شده است؟
بازار خرید و فروش آنلاین طلای در ایران در ظاهر یکی از موفقترین تجربههای فینتک در سالهای اخیر است؛ بازاری که توانسته بخش مهمی از نقدینگی خرد را جذب کند، رفتار سرمایهگذاری کاربران را تغییر دهد و خرید دیجیتال طلا را به یک گزینه جدی در تصمیمهای مالی روزمره تبدیل کند اما درست در نقطهای که این بازار در حال تثبیت جایگاه خود است، یک پرسش جدی و نگرانکننده در حال پررنگ شدن است: آیا زیرساخت ذخیرهسازی طلای این پلتفرمها بیش از حد متمرکز شده است؟
طبق الزامات موجود، پلتفرمهای فروش طلای آبشده موظفاند معادل دارایی فروختهشده به کاربران، ذخیره فیزیکی طلا داشته باشند تا از بروز پدیده خالیفروشی جلوگیری شود؛ سیاستی که در اصل قابل دفاع و ضروری است. اما مسئله از جایی آغاز میشود که مسیر نگهداری این ذخایر عملاً به یک نقطه مشخص محدود شده است: بانک کارگشایی.
این تمرکز، حالا به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات میان فعالان اقتصاد دیجیتال و سیاستگذارتبدیل شده است؛ بحثی که دیگر صرفاً درباره قواعد نظارتی نیست، بلکه پای امنیت دارایی مردم، ساختار رقابت و تابآوری اقتصادی کشور را وسط کشیده است.
تمرکز در یک نقطه؛ تصمیم ساده یا ریسک پنهان؟
در ادبیات مدیریت ریسک یک اصل ساده اما حیاتی وجود دارد: هیچ سیستم پایداری نباید روی یک نقطه شکست واحد بنا شود.
این اصل در بانکداری و پرداخت، زیرساختهای فناوری و حتی شبکههای انرژی بهعنوان یک استاندارد پذیرفته شده است. با این حال در بازار طلای آنلاین، منتقدان میگویند ساختار فعلی عملاً خلاف همین منطق عمل میکند.
در حال حاضر بخش قابل توجهی از ذخایر طلای پلتفرمها در یک خزانه متمرکزیعنی بانک کارگشایی نگهداری میشود. این یعنی اگر به هر دلیل، از اختلال عملیاتی گرفته تا بحرانهای امنیتی یا رخدادهای غیرقابل پیشبینی، دسترسی به این نقطه با مشکل مواجه شود، کل زنجیره خدماتدهی بازار میتواند دچار اختلال شود.
منتقدان این وضعیت را نه یک مسئله فنی ساده، بلکه یک ریسک سیستماتیک میدانند؛ ریسکی که در صورت وقوع، اثر آن محدود به یک شرکت یا یک پلتفرم نخواهد بود و میتواند میلیونها کاربر خرد را درگیر کند.
انحصار زیرساختی؛ مسئلهای فراتر از نظارت
در سوی دیگر ماجرا، فعالان بازار و پلتفرمهای آنلاین یک دغدغه متفاوت را مطرح میکنند: انحصار.
به اعتقاد این گروه، اگرچه هدف سیاستگذار از تمرکز ذخایر، افزایش کنترل و جلوگیری از تخلفاتی مانند خالیفروشی است، اما نتیجه عملی این سیاست میتواند شکلگیری یک گلوگاه انحصاری باشد.
در چنین ساختاری، یک بانک مشخص به تنها درگاه رسمی ذخیرهسازی تبدیل شده که این وضعیت هم قدرت انتخاب پلتفرمها را محدود میکند، هم هزینههای عملیاتی را بالا میبرد و هم امکان توسعه رقابت سالم را کاهش میدهد.
این پرسش حالا جدیتر از قبل مطرح است که چرا در شرایطی که چندین بانک و نهاد مالی توانایی ایجاد خزانههای امن و تحت نظارت را دارند، باید تنها یک مسیر رسمی برای کل بازار تعریف شود؟
نامهای که بحث را وارد فاز جدید کرد
در هفتههای اخیر انتشار و بازتاب یک نامه منتسب به نهادهای نظارتی حوزه قاچاق کالا و ارز، بار دیگر این موضوع را به صدر بحثهای رسانهای آورد. در این نامه از بانک مرکزی درخواست شده بود چند خزانه دیگر نیز برای نگهداری طلای پلتفرمها معرفی شود؛ موضوعی که میتوانست ساختار متمرکز فعلی را به سمت مدل چندخزانهای تغییر دهد.
با این حال این پیشنهاد هنوز به مرحله اجرا نرسیده و بانک کارگشایی همچنان نقش اصلی را در این زنجیره ایفا میکند. این فاصله میان پیشنهاد و اجرا، یکی از نقاط کلیدی اختلاف است؛ جایی که برخی آن را نشانه مقاومت ساختاری در برابر تغییر میدانند و برخی دیگر نتیجه ملاحظات امنیتی و نظارتی.
ریسک پنهان برای کاربران؛ مسئله فقط کسبوکار نیست
بازار طلای آنلاین بر پایه یک وعده ساده شکل گرفته است: کاربر میتواند هر مقدار طلا را بهصورت دیجیتال خریداری کند و در هر زمان معادل فیزیکی آن را دریافت کند. اما این اعتماد تنها زمانی پایدار است که کاربر مطمئن باشد دارایی او در شرایط امن و قابل دسترس نگهداری میشود.
در ساختار متمرکز فعلی این سوال برای بسیاری از کاربران ایجاد شده که اگر دسترسی به خزانه اصلی با اختلال مواجه شود، چه بر سر داراییها خواهد آمد. این پرسش هرچند فرضی به نظر میرسد، اما دقیقاً همان نقطهای است که در سیاستگذاری باید جدی گرفته شود، زیرا اعتماد مهمترین سرمایه این بازار است.