از سرویسهای مالی تا اکوسیستمهای مالی؛ سیموتک در جستجوی یک مدل جدید حکمرانی
در مدل جدید، بخشی از ظرفیتهای سازمان در قالب Shared Services متمرکز شدهاند؛ به این معنا که زیرساختهایی نظیر فناوری، منابع انسانی، مالی، حقوقی، ریسک، حاکمیت شرکتی و سایر قابلیتهای مشترک، به صورت یکپارچه در اختیار خطوط کسبوکاری قرار میگیرند. رویکردی که ضمن جلوگیری از موازیکاری، امکان تمرکز تیمهای هر لاین بر توسعه بازار، نوآوری و خلق ارزش را فراهم میکند. در کنار این ساختار، سیموتک در حال توسعه مجموعهای از Business Lineهای تخصصی در حوزههای مختلف اکوسیستم مالی و دیجیتال است؛ مدلی که تلاش میکند میان چابکی استارتاپی و الزامات حکمرانی یک نهاد مالی بزرگ تعادل ایجاد کند. هدف نهایی نیز آن است که بانک تجارت بتواند با سرعت بیشتری به فرصتهای جدید بازار پاسخ دهد، در حوزههای نوظهور اکوسیستم نقشآفرینی کند و خدماتی سادهتر، هوشمندتر و متناسبتر با نیازهای روز مشتریان ارائه دهد.
برای بررسی ابعاد این تحول و آشنایی بیشتر با مدل حکمرانی و توسعه کسبوکارهای جدید در سیموتک، با صفیه فاضلی به گفتوگو نشستهایم. فاضلی از سال 1402 با سیموتک همکاری دارد و در حال حاضر معاونت حاکمیت شرکتی این شرکت را برعهده دارد.
بسیاری از شرکتها درباره تحول دیجیتال صحبت میکنند. آنچه امروز در شرکت شما در حال رخ دادن است چه تفاوتی با یک پروژه معمول تحول دیجیتال دارد؟
بزرگترین سوءبرداشت این است که تحول دیجیتال را معادل دیجیتالیکردن فرآیندها بدانیم؛ به باور ما تحول واقعی زمانی اتفاق میافتد که مدل حکمرانی، مدل تصمیمگیری و مدل خلق ارزش سازمان تغییر کند. ما در حال حرکت از یک ساختار متمرکز به سمت مجموعهای از کسبوکارهای تخصصی هستیم که باید هم چابکی یک استارتاپ را داشته باشند و هم انضباط یک نهاد مالی را. چالش اصلی دقیقاً همین نقطه است.
به نظر شما مهمترین چالش امروز اکوسیستم فینتک و لندتک ایران چیست؟
کمبود فناوری نیست، کمبود سرمایه هم نیست، مسئله اصلی، فقدان مدلهای حکمرانی متناسب با رشد است.
خیلی از کسبوکارها در مقیاس کوچک موفق هستند، اما زمانی که به میلیونها کاربر، هزاران میلیارد تومان تراکنش و الزامات نظارتی میرسند، همان مدلهای تصمیمگیری اولیه دیگر پاسخگو نیست. در دنیا هم امروز بحث اصلی از FinTech به FinTech Governance تغییر کرده است.
در ادبیات جهانی حاکمیت شرکتی، امروز چه چیزی بیشتر از بقیه اهمیت پیدا کرده است؟
اگر ده سال پیش از اعضای هیئتمدیره درباره ترازنامه و سودآوری سؤال میکردید، امروز باید درباره داده، الگوریتم، امنیت سایبری و اعتماد مشتری سؤال کنید. در واقع مفهوم Corporate Governance به تدریج به Digital Governance تبدیل شده است. سازمانی که بر دادههای خود حکمرانی نداشته باشد، عملاً بر کسبوکار خود حکمرانی ندارد.
شما بارها از واژه «اعتماد» استفاده کردهاید. چرا؟
چون در اقتصاد دیجیتال، اعتماد همان سرمایه است، بانکها زمانی بر پایه سرمایه مالی رشد میکردند، پلتفرمهای مالی امروز بر پایه سرمایه اعتماد رشد میکنند؛ اگر اعتماد مشتری، رگولاتور، سرمایهگذار یا شریک تجاری آسیب ببیند، هیچ مزیت فناورانهای قادر به جبران آن نخواهد بود، به همین دلیل در چارچوبهای جدیدی مانند ISO 37000، اعتماد دیگر یک خروجی نیست؛ یک دارایی راهبردی است.
در بسیاری از سازمانها میان سرعت و کنترل تعارض وجود دارد. شما این موضوع را چگونه میبینید؟
من با این دوگانه موافق نیستم؛ تجربه جهانی نشان داده سازمانهایی که بهترین حکمرانی را دارند، معمولاً سریعترین سازمانها هم هستند. دلیلش ساده است، وقتی مسئولیتها شفاف باشد، دادههای تصمیمگیری قابل اتکا باشد و حدود اختیارات روشن باشد، تصمیمها سریعتر گرفته میشوند. حکمرانی خوب ترمز نیست؛ فرمان است.
اگر بخواهید موفقیت تحول فعلی را در یک جمله تعریف کنید، آن جمله چیست؟
موفقیت برای ما صرفاً رشد درآمد یا افزایش کاربران نیست. موفقیت زمانی است که بتوانیم کسبوکارهایی بسازیم که بدون وابستگی به افراد، بدون شکنندگی سازمانی و بدون افزایش ریسک، قابلیت رشد در مقیاس ملی داشته باشند.
این همان نقطهای است که حکمرانی و نوآوری به یکدیگر میرسند.
یکی از ویژگیهای مدل جدید سیموتک، طراحی مسیر مشخصی برای شکلگیری و بلوغ خطوط کسبوکاری است. این مسیر چگونه تعریف شده و هر لاین برای رسیدن به مرحله ارزشآفرینی چه مراحلی را طی میکند؟
یکی از چالشهای رایج در اکوسیستم نوآوری این است که بسیاری از ایدهها یا کسبوکارهای نوپا پیش از رسیدن به مقیاس اقتصادی، با محدودیت منابع، زیرساخت یا حمایتهای سازمانی مواجه میشوند. در سیموتک تلاش کردهایم این مسیر را به صورت نظاممند طراحی کنیم تا هر Business Line بتواند در یک فرآیند مرحلهای و مبتنی بر بلوغ رشد کند.
در مرحله نخست، تمرکز بر شناسایی فرصتهای بازار، اعتبارسنجی مسئله و طراحی مدل کسبوکار است.
در مرحله دوم، لاین وارد فاز توسعه محصول، شکلدهی تیم تخصصی و آزمون بازار میشود و از ظرفیتهای مشترک شرکت در حوزههای فناوری، مالی، حقوقی، منابع انسانی و حاکمیت بهره میبرد.
در مرحله سوم، کسبوکار پس از اثبات مدل اقتصادی وارد فاز مقیاسپذیری میشود؛ جایی که توسعه بازار، افزایش مشتریان و تعمیق همکاری با اکوسیستم در دستور کار قرار میگیرد.
و در نهایت، در مرحله بلوغ، لاین به یک کسبوکار پایدار و ارزشآفرین تبدیل میشود که میتواند بهصورت مستقل اهداف مالی و راهبردی خود را دنبال کند و در عین حال بخشی از ارزش خلقشده را به اکوسیستم بانک تجارت بازگرداند.
مزیت این رویکرد آن است که بانک تجارت میتواند با ریسک کمتر و سرعت بیشتر در حوزههای جدید اکوسیستم حضور پیدا کند، فرصتهای نوظهور را از دست ندهد و خدمات نوین موردنیاز مشتریان را در قالب مدلهای کسبوکاری تخصصی و چابک توسعه دهد.
در واقع، هدف ما صرفاً ایجاد چند کسبوکار جدید نیست؛ هدف ایجاد یک موتور پایدار برای شناسایی، رشد و مقیاسدهی فرصتهای آینده در اکوسیستم مالی و دیجیتال کشور است.
چشمانداز شما برای نسل بعدی کسبوکارهای مالی چیست؟
فکر میکنم برندگان آینده الزاماً بزرگترین بازیگران نخواهند بود.
برندگان آینده سازمانهایی هستند که بتوانند میان سه مؤلفه تعادل ایجاد کنند:
نوآوری در مقیاس، اعتماد در مقیاس و حکمرانی در مقیاس.
هر سازمانی که این سه را همزمان داشته باشد، رهبر نسل بعدی اقتصاد دیجیتال خواهد بود.

